این تنگی ناشی از نفس خود ماست که با جهل، راهها را به روی خود بسته ایم: وقتی واقعیت چیز دیگری باید شود، و تفکرات نفس من چیز دیگری می گوید، واقعیت گشوده شده، چه می باشد؟ در این تفاوت واقعیتها، آنچه مستولی گونه، نظم میدهد چیست؟ مسلما حقیقت و خلقت! (که در نوشته های پیش داشتیم: خلقتی مثل فهم، واقعیت را به سمت حقیقت می کشاند... ). و اما خلقتی دیگر.
بگذار پنجره ها را رو به واقعیت بگشاییم: اگر واقعیت را بشناسیم بهتر می شود خود را در "این همه" مدلهای متفاوت زندگی پیدا کنیم. (در نوشته های قبل داشتیم که: تفاوتها در آدمها بخشی از واقعیت است) چه مدلهای متفاوت، چه خود را جستجو کردنهای متفاوت را... مثل وقتی که فکر می کنیم همه چیز تمام است، این نوعی متفاوت ایجاد شدن در زندگی است، در حیطه واقعیت. نظیر تفاوتی که همه آدمها برای راه حق پیدا می کنند، که از نظر تفکر نفس من، نوعی آلودگی برای من می باشد که در قهقرای واقعیت، بدون مستولی دیدن حقیقت، حبس مانده ایم!
نگوییم با دیدن واقعیت، دنیاست که جلوی خود می بینیم. بلکه راه دیگر برای یافتن حقیقت در واقعیت، به جز فهم، شناخت آنچه که چیره است بر واقعیت که چیزی بین واقعیت تا حقیقت است می باشد. مواردی که هم در واقعیت ها با آن درگیریم، هم نشناخته ایم هنوز... زمانهایی که کم نیستند و از قله حقیقت عروج به پایین تر نموده ایم پس آنها هم مهم و شناختنی هستند... مثل وجود آلودگی در جاهای متفاوت که لذا عکسالعمل مناسبی را لازم است بدانیم و نشان دهیم، عکس العملی که کلیتی قاعده مند مناسب هر مورد مشابهی که مواجهه با همه نوع تفاوتی دارد را پیاده نماییم. که اینچنین عکس العملی، خلقتی نامیده می شود. تا هم تفاوتها حل مناسب شوند هم آسیب نبینیم... راه حلی مثل: غوطه خوردن در آن آلودگی با یافتن زیباییهای خلقتی آن! راهی که شبیه رفتارهای روانشناسان است. راهی که منظر الهی دارد و شاید حتی، آلودگی از منظر تفاوت، جفت حقیقت، به نام 'خلقت'، می باشد... چقدر خوب است هر از گاهی هم در تفاوتها آلوده باشیم!!! آلودگیهای مجاز مثل کبریت آتش! و بدینسان راه واقعیت تمام بوده، را به سمت جلو ببریم!
ای مهربان خدا... !
بله. بدانیم که غوطه در واقعیت ها، اگرچه با کنترل خلقتی، ممکن است روبراه شود، ولی هیچ خلقت و به دنبالش واقعیتی نیست، مگر اینکه اعتقاد "حقیقی"، آن را کنترل می کند... حقیقتی که چیره است بر این هر دو، و در طول، کلیتی در بر گیرنده همه آنها است. آنچه از اعتقاد و رفتاری که در همین پایین در آزمایشها، بر خلقت و واقعیت ها نشان می دهیم، خداوند به تعیین حقیقت چیره بر آنها جهت ما می پردازد؛ و آنچه که در حقیقت با خدا ایمان نشان دادیم، واقعیت ها و خلقت ها را برای ما روشن می کند... پس، حقیقت روشن را، وقتی می توان دید، که خلقتهایی مثل 'خودسازی'، راه ما را برای حق نشان دهد... ان شا الله.
چه بسیار زیاد است وقتی می بینیم این دست خداست که ما را از چنان مهلکه ای واقعی، بالاتر و بیرون کشید، و آیه ای است که هیچ چیز نمی شد اینچنین آدم را بالاتر بیاورد مگر چونان معرکه ای در مهلکه... !