چون دست "خود" خداست می شود تا ابد زندگی جریان یابد. نگران نباشیم تا کی بعد از ابد ان شاء الله... و مثلا جهان بعد از دنیای آخرت هم آخری داشته باشد! خود خدا هم می اندیشد که چگونه بعد از زمان ابد، "حفظ شود". تا بزرگی خدا به کاری دیگر هم بخورد... ای دانای من! به این خدا می بالیم که عالِم بعد از ابد هم هست... در وصف ناید چقدر خدا را دوست داریم... کسی که می تواند به جای فضا حتی خلق کند... ! تا این حد، باز است خدا...
راه حلی که خدا دارد برای حفظ شدن بعد از ابد، این است که دوستی با هم را "بیابیم" (و مثلا بسازیم). همین معماری را، برای ساختن دوستی با حق، بکنیم. با طرحهایی که حس دوستی با خدا ریختن را، با طرحی که به دستانمان می اندازد ایجاد کنیم. نه برای هدف آن شیء معماری. خیلی این خوبه و قشنگه... ! آنطور که در مطالعات دانشگاهیمون، برای کس دیگر می ساختیم برای این بوده که می خواسته ایم جهت دوستی با حق بکشیم آن هنرها را... جهت "ساختن" دوستی با خدا در بدنمان با تقوی... با جلب نظر خدا با آن علیین های هنری که در دستانمان پیاده می کند... آن علیین های بزرگی بینهایتش که در کمالات تاختن اسبان وحشی، که هر چه ببینیم باز هم سیرتش ادامه دارد، اینچنین برون تاخته دویدن ها را... با این طرحهایی که با دستان ما اینچنین ادامه می دهد "دوستی" بسازیم.
ما را در سایت خلف وعده انجام ندادن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 50