... خلقت فریضه

خرید بک لینک
آیا چقدر عمر دارم که به انجام فریضه هایم بپردازم؟

آیا حضور دیگران چقدر می تواند به انجام فریضه هایم کمک کند، تا مانع انجام فریضه هایم نباشند؟

این هر دو، خودسازی احتیاج دارند:

همان موقعی که فکر می نمودم عمر ندارم، بخشی از عمری را که دنبالش می گشتم را داشته ام... آیا اگر در این زمان، همه توجه و روح و دلم را متمرکز و معطوف خدا کنم، اگر عمری را که دنبالش می گشتم و نگران عمر داشتنم بوده ام را به این حقیقت بپردازم، آیا زمان عمر را موفق نبوده ام و به آنچه که تحت عنوان عمر گفتم، نپرداخته و درست نکرده بوده ام؟

چه اینکه عمر نداشته باشم، و چه اینکه دیگران را برای سیطره چنین حقیقتی در راه نبینم، فرقی ندارد: هر دو ضرر و باختن عمر است، که یعنی تعاریف خودم در برابر دیگران را چه کنم، نه اینکه اعمال دیگران به من ارتباطی داشته باشد، نه، فقط تعریف اعمال خودم در برابر هر چیزی از دیگران؟ در حالیکه نیاز داریم آنطور متوجه حقیقت باشیم که حتی اگر عمری هم نداشتیم یا دیگران همراهی نکردند یا ...، موفق در حقیقت بوده باشیم و آزمایش زندگانی راه خدا را، در راه خدا و توجه به او بوده باشیم. وقتی تعریف دیگران را در عمرم نجات داده و تحت تاثیر غیر حقیقی آنها نباشیم، و زمانی که عمر را نسبت به دیگران، تحت الشعاع قرار ندهیم و هر دو را آنطور که راه حقیقی است، منحصر و متمرکز به حق، نجات دهیم... پس، حالا چگونه با این همه مانع احساس کردن از دیگران، در راه حقیقی بتوان باشیم و عمر را نجات بخشیم؟ اگر در نوشته های قبلی, در مواجهه با واقعیت دنیا، فهم، راهکار بود، در مواجهه با واقعیت دیگران، چه خلقتی تحت زیر مجموعه نجات عمر در راه حقیقت، پرده برداری از واقعیت حقیقی می نماید؟

انجام فریضه ها!

عمر می خواستم و دیگران را متوجه می خواستم، تا فریضه هایم (مثل نماز و عبادت و واجبات عشق الهی) را بانجام رسانم...

و فریضه هایم را می خواستم بانجام رسانم، تا هر زیرمجموعه دیگری مثل عمر یا دیگران را، در تک راه حقیقت، به وسیله اینکه خودم در برابر آنها را درست تعریف می کنم، متمرکز کنم، و تحت تأثیر زیرمجموعه هایش مثل واقعیت ها، گمراه و ناکارآمد نباشم...

صرف عمر و دیگران برای فریضه را بانجام رساندن، و فریضه، برای اینکه عمر و دیگران را، بانجام رساندن! یعنی بی دخالت در عمر و دیگران، خلقتهای زندگی با آنان را متمرکز جهت تعریف های خود نمودن و خدا نمودن، با ایجاد فرائض الهی!

وقتی در کنش و واکنش های زندگی، حقیقت کمرنگ می شود و واقعیت، رنگ می بازد و مضمحل می نماید،

خودسازی با انجام فریضه، ان شا الله

فریضه چگونه آدم را به راه خدا می رساند؟ که متناسب شناخت این خلقت، موارد دیگر زندگی را هم 'با همین خلقت بسازیم' تا به همین صورت تحت تاثیر قرار داده و در راه خدا باشیم؟ خود بنده شخصا که با انجام فرائض قاعدتا در راه خدا قرار می گیرم، حال برای اینکه خلقت حضور دیگران در زندگی ام را هم با چنین قاعده ای در راه حق جهت خدا و خودم با تمرکز خودم قرار دهم چگونه خلقتی ممکن است؟ که باور دارم خلقت های مشابه، آدم را به همین حقیقت می رساند!

اصلا آیا خلقتی برای یک حقیقت، منحصر بفرد است، یا خلقتهای "مشابه" آن هم، هر فردی را در همین راه حقیقت می شود قرار دهد؟ خیر، مسلما خلقتهای متنوع جهت یک حقیقت داریم... مثلا برای حقیقت عبادت، خلقت های نماز هست و روزه و ...

منظور، از جنبه دیگر، آیا اصلا نیاز به تراشیدن جنس دیگری از خلقتهای حقیقت داریم و جهت انجام خودسازی، عمر خود و دیگرانی که زیرمجموعه تمرکز عمر من هستند شامل فرائضی که می خواهیم، می نماید؟

... وقتی هم فرایض، کاملند و هم خود فرایض انقدر واجبند که پرداختن به فریضه مشابه خلقتی که خودمان ساخته ایم تحت هر عنوان، ممکن است ما را از پرداختن به فرایض واجب باز دارد که، به خاطر ا"فراطی" که از انجام توأمان فریضه های واجب و فریضه های باطلی که خود از روی فریضه های واجب ساخته ایم، ایجاد می کند باز کند! پس، لزومی از بابت تلاش برای بستن خود به فریضه مشابه یعنی برقراری خلقتی دیگر، از فریضه ها دیده نمی شود...

درادامه بایستی گفت: پس جاهایی از واقعیت که نیاز به اصلاح خلقت هست مثل زندگی با دیگران و حقایقی از حفظ عمر و غیره، با آشنایی با فرایض مربوط به آن، که یعنی هر موردی در زندگی دارای فریضه ای هست، به نجات خود و همه، از منویات می پردازیم، ان شا الله.

نه با خلقتی از فریضه که بسازیم، بلکه با خلقتی از فرایض که بیابیم!

من اگر برای انجام فرائضم، عمر بخواهم، دارم، آن مقدار که مجموع فرائض، زیاد و عملی هستند، که نه فریضه بسازیم،

که با خلقت های فریضه، خودمان را بسازیم...

نوشته شده توسط کتایون شفیعی در ساعت 11:35 | لینک |
خلف وعده انجام ندادن...

ما را در سایت خلف وعده انجام ندادن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 23:36

صفحه بندی