آیا پس نمی بینیم که اگر همین طوری هست، این همه چیز در اطرافمان آنقدر هر یک قاعده مند بوده، قاعده مندی اش در حدّ اعلی است اگر بفهمیم، که اگر همین جوری و بی خالق بوده باشند، این همه بسیار زیاد نظم، آنچنان آشوبی پیدا میکرد که سنگ روی سنگ بند نمیشد... ؟!
اینچنین هماهنگی منظم خارق العاده بزرگی در نظم، فقط یک دست واحد عظیم قادر می طلبد... آنگونه که نظم جوهرها و باطن ها انقدر زیاد است که اگر این هماهنگی نبود، همه چیز از هم می پاشید... !
اگر هم زلزله و بلایای طبیعی که بفرض، ضد این هماهنگی بودند را بخواهیم بپرسیم، آنها استثنائهایی در برابر این همه بیشتر نظم بودند که چون نظم، بیشتر حاکم است در مسیر همان نظم تعبیر می شوند، نه بی نظمی! مثلا به غیر دلایلی مثل بحق بودن نظمهای معنوی (بهلاکت رسیدن اقوامی به هر دلیل و ...)، این نظم بحق کائنات که قدرت خدا انقدر زیاد است که حتی چنین بی نظمی هایی مثل زلزله، در برابر قدرت خدا بسیار کم است و این قاعده که به این همه بیشتر، وجود قدرت دست خدا و غالب بودنش پی ببریم. نه با وجود این استثنائها به وجود بی نظمی مطلق در کائنات پی ببریم!!!
که با این وجود بی نظمی، باز، نظم، غالب است را ببینیم...
خلف وعده انجام ندادن...ما را در سایت خلف وعده انجام ندادن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 51