اصلا از بین خواسته های متنوع خود و دیگران؟ این همه تنوع خواسته ها هست، و اونوقت، انجام گرفتن فقط یک وعده و قول!؟ پس، چه سیستمی زندگی دارد که خواسته هایی مثل انجام وعده، ممکن میشود که عملی شوند؟ نهادا خودمان کنترل می کنیم، به نظارت خدا... خواسته وفای به عهد، انجام بگیرد؟ خواسته ها مثلا در برابر خواسته های دیگران. که وقتی بخواهیم تحت روشی، خود وفای به عهد را در خواسته حل کنیم می گوییم: ممکن است مثلا به دیگران، قول انجام وعده ای هم داده باشیم و آنها این خواسته را از آدم دارند که به وعده برسانم خودم را و خودم هم این برایم خواسته می باشد که به عهدم برسانم خودم را:
جواب حق: آن زمانی که خدا به راههایی مختلف نشان داده، آن روز نیکی بردن خواسته ها می باشد...، چه روزهایی؟
... که چون روز، هر آن روزی است که با خدا هستیم، یکی از خواسته هایی از خود و دیگران در آن روز و در هر روز به ثمر میرسد، که به ثمر رسیدن خواسته دیگران را، در یک «روز الهی» که همه لحاظ ها را یار در نظر می گیرد، برآوریم. نه با گفتن یک خواسته ای نظیر وفای به عهد، یک خلف وعده ای اتفاق بیفتد و افتاده باشد! خلف وعده اتفاق نمی افتد زیرا:
مثلا یکی از مواردی که باید برای انجام شدن همیشگی وعده، که خلف وعده نکنیم انجام گیرد این می باشد که: هر خواسته وقتی درست است که قدر آن، بعد از انجام، دانسته شود. با اینچنین آینده هایی که اگر حتی زمانی، «همه» خواسته ها برآورده می شوند، آدم باید بتواند در چنین وضعیتی هم قدر بداند، تا قدر وفای به عهد هم به مرور زمان دانسته شود. نه اینکه هر زمان که خواسته و نیازی داشت، از برآورده شدن حاجاتش فقط، قدر بداند. آینده نگری صدق وعده هم، مهم می باشد. یعنی این مورد را در نظر بگیرد مثلا که بعد از انجام خواسته ای، خواسته های دیگری هستند، نه تمام شوند. و با یکبار صدق قول، هیچ چیز، تمام نمی گردد... آینده نگری الهی! که با ملاحظه خواسته «ها» می باشد... خیر، بلکه در هر وقتی، این قدرشناسی ام را حفظ کنم... که مثلا بستگی به خواسته ای از حوائج هیچوقت نداشته باشد، بلکه بستگی به خواستن «فریضه انجام وعده»، داشته باشد.
خواسته را با فریضه، همراه کنیم و فریضه انجام وعده، خواسته مان باشد تا قدر خدا، دانسته شود. و...
پس آیا این وضعیت، دائمی است که وقتی قدر خدا را بعرض دانستیم (البته هیچگاه چنین چیزی و برآورد حق الله از ما بر نمی آید)، هیچ خواسته ای نداشته باشد با خلف وعده نکردن، در چنین بهشتی، قدر بداند و برنامه ریزی زندگی کند؟! هم بله هم نه! نه، چون خواسته همواره موجود است و پیوستگی زندگی به، برای آن دنیا، روز الهی را برنامه ریزی کردن است... و بله، چون بهشت هست و این برنامه ریزی کامل، ممکن!
پس بایستی خواسته که همیشه هست را، نگوییم برای قدردانی، محصور آن باشیم، بلکه با فریضه همراهش کنیم که به بهشت کمال، صورت داده شود...
روز، هر روزی است که با خدا هستم.
شب، آن زمانی می باشد که خود و خواسته های خویش را، بدهکار مردم می دانم، حتی اگر خواسته ای بحق باشد!
پس در این شب، من نیستم. اصلا من «نیست» ام. و می دانیم که فقط او هست.
و اینچنین، برای انجام وعده، جان می دهیم، و صدق وعده ها را با لحاظ انجام گرفتن فریضه ها و قدرشناسیهامان، صورت دادیم... و منتظر روزی که صدق وعده با همنشینی بهشت کمال مقصود است هستیم، و خود را برای این میعاد آسان، آماده می کنیم...
والله لا یخلف المیعاد
الحمد لله علی ما هدانا...
ما را در سایت خلف وعده انجام ندادن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 84